پيشينه پژوهش‌هاي شهر استخر

اولين توصيف و يا به تعبير بهتر توصيف عاميانه از استخر به سال 1672 برمي گردد زماني كه جان استرويس جهانگرد انگليسي از اين محوطه بازديد كرد.

پس از استرويس از ديگر سياحان و جهانگرداني كه از استخر بازديد و در مورد آن مطالبي را ذكر كرده‌اند مي توان به افراد ذيل اشاره كرد.

سر روبرت كرپورتر ،سي جي ريچ ،تكسيه ، جيمز موريه و جامع تر از همه، سر ويليام اوزلي كه كليه مدارك اسلامي مرتبط با استخر را نيز ذكر كرده است.

بازديد جهانگردان فرانسوي فلاندن وكست را ميتوان نقطه عطفي در مطالعاتي دانست كه بوسيله سياحان در باره اين محوطه صورت گرفته است. اين دو علاوه بر ارايه توصيفات جامع، از برخي قسمتهاي محوطه و به خصوص مسجد دوران آغاز اسلامي استخر، طرحهاي دقيقي از برخي سازه هاي محوطه تهيه كرده‌اند. اين طرح‌ها امروزه بسيار ارزشمند بوده و مدارك مهمي در مطالعات اين محوطه به شمار مي روند. با توجه به مقايسه اين طرح ها با باقيمانده هاي امروزي بنا مي توان به دقت آنها پي برد. درحقيقت ميتوان فلاندن جهانگرد فرانسوي و كست نقاش او را اولين كساني دانست كه با ديدگاهي علمي ـ هنري به مطالعه برخي قسمتهاي محوطه پرداخته اند.

راولينسن. (Rawlinson1871:326-7) ، كرزن(Curzon1966:131-136) و (ديولافوا 426:1371) را نيز ميتوان از آخرين جهانگردان مشهور سده 19 ميلادي دانست كه ويرانه هاي شهر استخر را مورد توجه قرار داده اند.

كاوش هاي باستان‌شناسي شهر استخر

تقريباً تمام كاوشهاي باستان‌شناسي شهر استخر تا به امروز مربوط به دهه 1930 م و همزمان با كاوشهاي تخت‌جمشيد صورت گرفته است. كاوشگران موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو ـ هرتسفلد و اشميت ـ همزمان با كاوش در تخت‌جمشيد كاوشهايي را نيز در فاصله 1932تا 1937 در استخر انجام دادند.(Whitcomb1976:363)

كاوشهاي هرتسفلد

براي اولين بار در فاصله بين سالهاي 4-1932، استخر بوسيله هرتسفلد و در خلال فعاليت هاي او در تخت‌جمشيد كاوش شد. بخشهاي كاوش شده بوسيله او شامل قسمت‌هاي مختلفي از محوطه است. (Schmidt 1939:108) (نقشه3ـ2) بخشي در شمال غربي محوطه كه در مربع DH قراردارد، قسمتي از باروي شهر (هرتسفلد282:1380.) كه بخش كاوش شده در مربع هاي IL وIM است، مسجد دوران آغاز اسلامي استخر(مربعHL) و سازه اي در حدود صد متري غرب آن(مربع GM) كه هرتسفلد از آن به عنوان بنايي عمومي مربوط به دوره آغاز اسلامي نام برده است.(هرتسفلد283:1380(.

هرتسفلد علاوه بر كاوش در محوطه براي نخستين بار به تهيه نقشه محوطه پرداخت.

كرفتر و برگنر معماران هيئت كاوش هرتسفلد در تخت‌جمشيد كار تهيه اين نقشه را به انجام رساندند.(Schmidt 1939:133) نقشه تهيه شده بوسيله اين دو از محوطه اگر چه داراي نواقص عمده اي است با اين وجود تا به امروز معتبر ترين نقشه تهيه شده از اين محوطه است از جمله نواقص عمده اين نقشه ، از قلم افتادن برخي قسمتهاي عمده محوطه است از جمله بخشي محوطه در حاشيه شرقي آن كه بوسيله كانالي مصنوعي از پيكره اصلي محوطه جدا شده است و يا بخش هايي در دامنه كوه رحمت در حاشيه جنوبي شهر و يا بخشهايي از محوطه كه در طرف ديگر رودخانه پلوار قرار دارد.

كاوشهاي اشميت

با رفتن هرتسفلد و جايگزين شدن اريخ اشميت به جاي او، كاوشهاي استخر بوسيله اشميت در سالهاي 7-1935 ادامه يافت.(تصاوير3ـ12و 3ـ13) قسمتهاي كاوش شده بوسيله اشميت بيشتر در نقاط مركزي و غربي محوطه قرار دارد.(نقشه 3ـ2) يك رشته گمانه هاي كوچك و در امتداد هم در جنوب شرقي محوطه و در دو جهت شمالي و جنوبي مسجد، (مربع هاي LH,LIو LG)،بخش معروف به ترانشه مركزي در نقطه اتصال مربع هاي FJ,FI,GJوGI)و دو بخش در قسمت غربي به ترتيب در مربع هاي FH و يك گمانه در مربع هاي GEو HEكه به ترانشه غربي اصلي مشهور است (Schmidt1939:109).

اشميت علاوه بر كاوش در محوطه اقدام به عكسبرداري هوايي از آن نمود. او با توجه به عكس هاي هوايي محوطه به بررسي ساختار كلي شهر پرداخت.(تصوير3ـ14)

تجويدي

اكبرتجويدي نيز كه در فاصله سالهاي1377-52 بخشهايي از باروي تخت‌جمشيد و مجموعه موسوم به برزن جنوبي را كاوش كرد به انجام كاوشهاي محدودي در شهر استخر اشاره كرده است (تجويدي 27:1355)از جمله كاوش يكي از خيابانهاي شمالي شهر (موقعيت دقيق محل كاوش شده مشخص نيست) و تميز كردن محل سازه دوران آغاز اسلامي استخر كه پيش از او به وسيله اشميت كاوش شده بود.

دیگر مقاله ها در این مجموعه « کلیات شهر استخر مسجد استخر »