کلیات شهر استخر

محوطه باستاني شهر استخر در 5 كيلو متري شمال تخت جمشيد از نظر جغرافيايي در موقعيتي ويژه قرار گرفته است. پراهميت ترين راه ارتباطي دشت مرودشت با پاسارگاد و به عبارتي كلي‌تر فارس با مناطق داخلي فلات ايران دره اي نسبتاً كم عرض است كه بستر رودخانه پلوار به‌ شمار مي‌رود .شهر استخر در دهانه ورودي اين دره به مرودشت واقع شده و اين ويژگي از نظر جغرافيايي، موقعيتي برتر در طول حيات استقراري  به آن بخشيده است.

استخر به عنوان يك مركز مهم سياسي و مذهبي در پارس دوره ساساني و سده هاي نخستين اسلامي، مطرح بوده است و  متون اسلامي، شناختي نسبي از آن را در سده هاي مذكور ممكن ميسازند. با اين وجود از آغازين گام هاي  رشد و شكوفايي استخركه مربوط به زمان‌هاي  پيش از ساساني است اطلاعات چنداني در دست نيست. تنها به طور كلي اين احتمال مطرح است كه ، مركزيت پارس در دوره فراهخامنشي را بر عهده داشته است.

در سطح محوطه استخر و همچنين در آثار يافته شده از كاوش‌هاي آن، برخي مواد و يافته هاي منسوب به سده هاي پيش از اسلام وجود دارد،كه به دوره هاي مختلفي از هخامنشي تا ساساني نسبت داده شده اند. آنچه در اينجا مد نظر است. بررسي شواهد تداوم  سكونتي در استخر پيش از اسلام، با  توجه يه اين مواد و آثار است.

چگونگي وضعيت استقراري استخر دوره هخامنشي به درستي مشخص نيست. برخي از باستان شناسان بيشتر با توجه به موقعيت جغرافيايي و نزديكي به تخت‌جمشيد ، استخر را بخش عامه نشين شهر پارسه( تخت جمشيد )دانسته اند. برخي مصالح معماري سبك هخامنشي، در محلي كه امروزه با عنوان مسجد استخر شناخته شده، باقي مانده است كه عمده ترين شواهد هخامنشي در استخر محسوب ميشوند اگر چه احتمال انتقالي بودن اين مصالح مطرح بوده است و باستان شناسي نوين از اينكه آنها را به عنوان مدارك هخامنشي استخر مطرح كند مردد بوده است، بررسي هاي مقايسه اي اين مصالح  با نمونه هاي هخامنشي مشابه  در ديگر  محوطه‌ها ، نشانگر سبك و اندازه هايي متفاوت است و تا حدودي نشان از وجود استقرار هخامنشي قابل ملاحظه‌اي در استخر به شمار ميرود .

از سده‌هاي طولاني بعد از هخامنشي در استخر نيز(تابه امروز) ،همانند ديگر مناطق پارس شواهد قابل ملاحظه اي به دست نيامده است. برخي سكه هاي مربوط به حكومت هاي محلي پارس بدست آمده از كاوش هاي محوطه، اصلي ترين مدارك باستان شناختي اين دوره به شمار مي‌روند. در مورد اينكه محل ضرب اين سكه ها و سكه هاي مشابه بدست آمده از ديگر محوطه ها استخر است يا نه توافق نظر وجود ندارد.

به جز سكه ها برخي مصالح معماري كه پيش از اين تصور ميشد مربوط به زمان سلوكي در استخر باشند ،با توجه به برخي مطالعات جديدتر، بايد در شمار آثار ساساني اين محوطه محسوب گردد. بنابراين گرچه  احتمالات همچنان از مركزيت استخر در سده هاي بعد از هخامنشي حكايت ميكند با اين همه، شواهد باستان شناختي چنداني در اين باره نميتوان عنوان كرد  و براي يافتن  آثار بيشتر  بايد به انتظار كاوش هاي آن نشست.

در روزگار شاهنشاهي ساساني، استخر به عنوان خاستگاه آن دودمان، محل قرار گيري معبد مشهور آناهيتا و شهر تاجگذاري شاهان اهميت فراوان داشته است و به نظر مي‌رسد اين اهميت در نخستين دهه هاي اين شاهنشاهي، بيشتر بوده است. از منظر باستان شناختي نيز دوره ساساني به نسبت زمانهاي پيش آن شناخته شده‌تر است. شواهدي از شهر ساساني استخر در كاوشهاي اين محوطه به دست آمده است، بخشي از باروي شهر در شرق محوطه و قسمت هايي از ساختار شهر در مركز و غرب(گمانه اصلي غربي )آن شناخته شده است. شواهد مذكور همراه با برخي آثار پراكنده در بخش شرقي و جنوب شرقي محوطه، نشانگراين است كه شهر ساساني استخر، در تمامي سطح امروزي آن گسترده بوده است و محدود كردن آن ، تنها به غرب اين محوطه، كه درگذشته مطرح شده بود، بر دلايل محكمي استوار نيست.

ممكن است اهميت استخر در نخستين سالهاي دوره ساساني ، موجب گستردگي بيشتر آن نسبت به دوره پيش از ساساني شده باشد.به احتمال مي‌توان ساختار نخستين عمده پل ها و يا پل بند هاي ساخته شده بر روي رودخانه پلوار و همچنين استودان ها و قبور دامنه شمالي كوه رحمت، درضلع جنوبي استخر  را نيز، مربوط به استقرار ساساني استخر  منسوب كرد.

بعد از انتقال مركزيت حكومت ساساني به سمت مرز هاي غربي شاهنشاهي كه در ابتدا به بيشاپور و سپس تيسفون صورت گرفت ، استخر به تدريج بخشي از  اهميت نخستين خود را براي ساسانيان از دست داد. با اين وجود به عنوان مركزي آييني و محل تاجگذاري شاهان و همچنين مركز منطقه اي فارس تا انتهاي اين سلسله باقي ماند.

با آغاز حملات اعراب ،فارس زودتر از مناطق ديگر موردحمله قرار گرفت، در اين ميان استخر با توجه به شورش هاي متوالي سكنه آن  در برابر مهاجمان جديد،به طور مكرر تسخير و غارت شد. ويراني هاي حاصل از اين حملات از يك طرف و رونق تدريجي شيراز، در اواخر سده نخست هجري از طرف ديگر موجب، از دست رفتن بخش عمده اي از سكنه استخر شد. در سده هاي دوم و سوم آرامشي نسبي بر شهر حكمفرما بود و در اين زمان بود كه مكتب زيباي سفال هاي قالب زده استخر رشد كرده و به اوج خود رسيد. با اين وجود استخر در ميان كشمكش هاي حكومتهاي محلي صفاريان ،ال زيار و آل بويه با يكديگر و جنگ هاي داخلي حكومت آل بويه به يك پادگان نظامي تبديل شده و سرانجام نيز در اواخر سلسله اخير و در زمان حمله صمصام الدوله ديلمي مشهور به ابوكاليجار به كلي ويران گرديد .  شهر استخر پس از آن مدتي به شكل يك روستا به عمر خود ادامه داده و  به احتمال در سده‌هاي 9 و10 هجري به كلي متروك و به شكل ويرانه هاي امروزي آن درآمده است.

 

دیگر مقاله ها در این مجموعه پيشينه پژوهش‌هاي شهر استخر »